تبليغاتX
شميم رحمت

 

 

زنده‏تر از تو كسى نيست چرا گريه كنيم

مرگمان باد و مباد آنكه تو را گريه كنيم

هفت پشت عطش از نام زلالت لرزيد

ما كه باشيم كه در سوگ شما گريه كنيم

 

 

در تاريخ پرماجراى انقلاب، هيچ روزى مانند دوازدهم بهمن نبود كه در آن مردى از دودمان پيامبران و بر شيوه آنان، با دستى پرمعجزه و دلى به عمق و وسعت دريا، در ميان مردمى شايسته و چشم به راه، چون آيه رحمت فرود آمد و آنان را بر بال فرشتگان قدرت حق نشانيد و تا عرش عزت و عظمت‏بركشيد.

و هيچ روزى چون چهاردهم خرداد نبود كه در آن طوفان مصيبت و عزا بر اين مردم، تازيانه غم و اندوه فرود آورد. ايران يكدل شد و آن دل در حسرتى گدازنده سوخت، و يك چشم شد و آن چشم در مصيبتى عظيم گريست. در آن روز خورشيدى غروب كرد كه با طلوع آن هزار چشمه نور در زندگى ملت ايران جوشيده بود، روحى عروج كرد كه با نفس روح الهى‏اش پيكر ملت را جان بخشيده بود، حنجره‏اى خاموش شد كه نفس گرمش سردى و افسردگى از جهان اسلام زدوده بود، لبانى بسته شد كه آيات الهى عزت و كرامت را بر مسلمين فروخوانده و افسون ياس و ذلت را در روح آنان باطل ساخته بود.

آن روز، روز عزاى بزرگ عالم اسلام شد. سوزش آن غم به ملت ايران منحصر نماند، در سراسر جهان، هرجا دل روشن و جان بيدارى بود مصيبت زده شد، هرجا مسلمانى آگاه از انقلاب و مسائل آن بود خود را صاحب عزا شمرد پس در روى زمين جايى نماند كه در آن دلهايى از اين حادثه عظيم، از اندوه لبريز نشود و انسانهايى از اين فقدان بى‏جبران، به عزا ننشينند.

و اما ايران يكسر عزاخانه‏اى شد كه در هر شهر و روستايش، شيون حسرتبار از يكايك خانه‏ها سرريز شد و كوى و ميدان و خيابان را پركرد. هيچ كس نتوانست اين جرعه درد را خاموش فرو برد، از دلاوران ميدانهاى نبرد تا مادران و پدرانى كه غم شهادت جوانانشان نتوانسته بود گره عجز و اندوه بر جبينشان بيفكند، تا بزرگمردان عرصه علم و عرفان و سياست و تا يكايك آحاد اين ملت عظيم القدر، همه و همه در اين مصيبت عظمى زار زار گريستند يا صدا به فغان بلند كردند، يا بى‏صبرانه بر سر و سينه زدند.

مصيبت فقدان امام، همان به بزرگى امام بود. و جز خدا و اوليائش كيست كه حد و مرز اين عظمت را بشناسد؟ آنجا كه دلهاى بزرگ بيتاب مى‏شوند آنجا كه انسانهاى بزرگ دست و پا گم مى‏كنند، آنجا كه صحنه، از بيقرارى ميليونها انسان پر است كدام زبان و قلم است كه بتواند نمايشگر و صحنه پرداز گردد؟ من كه خود قطره بيتابى در اقيانوس متلاطم آن روز، و آن روزها بوده‏ام چگونه خواهم توانست آن را شرح كنم. . . ؟ و اما روى ديگر صحنه، يعنى فضاى ملكوت جهان در آن روز، تنها براى اصحاب بصيرت و معرفت مشهود بوده است. شايد چشمهاى نافذى كه حجاب ملك را مى‏گشايند و مرغ نگاه را تا ملكوت پرواز مى‏دهند شگفتيهاى بيشتر و صحنه‏هاى تماشايى‏ترى را آن روز، در آن عاشورا خمينى، ديده باشند.

عروج نفس مطمئنه‏اى را به قرارگاه لطف و رحمت‏خدا، صعود كلمه طيبه و نفس راضيه و مرضيه‏اى را بسوى حق، رجوع جويبارى را به دريا و وصال عاشقى را به معشوق، استقبال خيل عظيم شهدا، را از آن ميهمان تازه وارد. . . فوز و فلاح جان مزكايى را كه بر بال ملائك رحمت نشسته و شميم حسنات بيشمارش مشام فرشتگان و خزنه بهشت نعيم حق را معطر ساخته، عمل صالحى را كه ردايى از نور گشته و بر سراپاى آن عبدصالح را كه از نور گشته و بر پيكر ملكوتى آن روح مجرد پوشانيده شده و باران غفران و فضل خداوندى گشته و بر سراپاى آن عبد صالح فرو ريخته، و دارالسلام ابدى شدى و آن مشتاق رضوان حق را در خود جاى داده است.

افسوس كه براى ما خاكيان از آن آيينه‏بندان جشن ملكوتى، بارقه تسلايى نمى‏درخشيد و جز اشك ديدگان نمى بر آتش هجران آن قبله دلها افشانده نمى‏شد. شور عزا در غم پدر مهربان، معلم دلسوز و مرشد حكيم و ديده‏بان هميشه بيدار و طبيب درد و درمان‏شناس و سروش رحمت‏خدا بر امت و يادگار انبيا و اوليا در زمين اهل زمين را مى‏گداخت و غمى بى‏تسلى بر آنان فرو مى‏ريخت.

زمان يگانه خود را از دست داد و زمين گوهرى يكدانه را در خود گرفت. پرچمدار بزرگ اسلام پس از عمرى مبارك كه در راه اعتلاى اسلام سپرى شده بود دنيا را وداع كرد و قطب عالم امكان و ولى الله الاعظم ارواحنا فداه در مصيبت‏خليفه خود سوگوار شد.

اكنون يك سال از آن روزهاى مالامال درد و رنج، مى‏گذرد سالى كه در آن، ياد و حضور امام، لحظه‏اى ملت ما را ترك نگفته و زنده و برجسته و درخشان در ذهن و زندگى آنان و ديگر مسلمانان و مستضعفان در سراسر جهان برجا مانده است. آنچه پس از حيات پربركت امام و در اين يكسال براى ما و همه دلسوزان امت اسلام بيشترين اهميت را داشته، ميراث عظيم و تاريخى و بى‏نظير او: جمهورى اسلامى، و سلامت و توان و شتاب و جهتگيرى صحيح آن در راه و خط امام بوده است.

اين همان چيزى است كه در دوران زندگى آن بزرگوار نيز مساله اول براى ملت ايران و دوستان آن در سراسر جهان; بلكه براى هر مسلمانى به حساب مى‏آمده كه به مجد و عظمت اسلام دل بسته بوده است، و حق نيز همين است.

بخشى از پيام حضرت آيت الله خامنه‏اى (مد ظله العالى) در او لين

سالگرد ارتحال رهبر كبير انقلاب اسلامى

نوشته شده توسط شاملو در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 14:17 | لینک ثابت |

لاله 

 

ياد من باش اگه خوابي اگه بيدار ياد من باش

به همين بهانه يك شب  حتي يك بار ياد من باش

 

ياد من باش اگه دنيا با تو مهربون نمي شه

مث عكساي من و تو زندگي  جوون نمي شه

 

ياد من باش اگه سنگم ،اگه خاكم ،اگه رودم

برا تو خاطره گفتم واسه تو خاطره بودم

 

اگه بارون و بيابون منُ گم كرده تو چشماش

گاهي وقتا مهربون شو ،گاهي وقتا ياد من باش

 

***

 

ساده بود اما برا من كه يه دلشكسته بودم

مث طوفان روز رفتن كوله بارُ بسته بودم

 

يه روز از تو جون گرفتم ،يه روز از تو دل بريدم

از همه دنيا گذشتم ،به همه دنيا رسيدم

 

ساده بود اما تو جاده دست و پامُ جا گذاشتم

شب دل بريدن از خود ، همه رُ تنها گذاشتم

 

دريا دلواپس من شد ،منُ ديد به گريه افتاد

منُ بشناس اگه بارون ردپامُ برده از ياد

 

ياد من باش ،يه پلاكم ،يه نشونه زير خاكم

مثِ لاله ها غريبم ، مث عاشقا هلاكم

 

اگه بارون و بيابون منُ گم كرده تو چشماش

گاهي وقتا مهربون شو ،گاهي وقتا ياد من باش

 

نوشته شده توسط شاملو در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 22:37 | لینک ثابت |


ناگهان نوحه جان گرفت
 


دو سال قبل، محمود كريمي با نوحه نوستالژيك‌اش ـ كه از خاطرات كودكي مي‌گفت و زبان حال همه آنهايي بود كه روزي با چادر مادرشان، تكيه علم كرده بودند و ياد محرم كرده بودند و بالاي سر تكيه كودكانه‌شان زده بودند «عباس، علمدار حسين» ـ توانست از باقي مداحان پيشي بگيرد.

سال گذشته هم مجيد بني‌فاطمه نوحه «عمو عباس» را خواند كه «آ»يش را مي‌كشيد و تحرير مي‌داد و زبان حال كودكان امام حسين(ع) با عموي نام‌آورشان بود. اين نوحه هم به چنان محبوبيتي رسيد كه بلافاصله خوانندگان زيرزميني هم آن را اجرا كردند و حتي زنگ موبايلش هم به بازار آمد. در چنين فضايي بود كه هم خود مداحان و هم عزاداران به انتظار نوحه برتر و به يادماندني‌تر امسال نشسته بودند و حدس اينكه چه كسي پديده خواهد شد، از چند هفته قبل به سرگرمي جوان‌هاي اهل اين مجالس تبديل شده بود اما اتفاقي كه در عمل افتاد، خارج از حدس همه بود؛ «نوحه سال» امسال را هيچ‌كدام از مداحان ايراني و وطني نخواندند.

شب 22 دي‌ماه/ كربلا؛ هيچ‌كدام از زائراني كه در حسينيه حائري ـ جايي بسيار نزديك به حرم امام حسين(ع)- جمع شده‌ و به عزاداري پرداخته‌اند، نمي‌دانند دوربيني كه گوشه حسينيه است، متعلق به صداوسيماي ايران است و بعدا تصوير هيچ‌كدامشان را- كه به سر و تن برهنه مي‌كوبند- نمي‌تواند پخش بكند. دوربين شبكه3 روي مداح مجلس زوم كرده بود كه در لابه‌لاي نوحه عربي‌اش، بيت‌هايي هم به زبان فارسي مي‌خواند و در  بين بخش‌هاي روضه به سينه‌زن‌ها «علي رأسي، علي رأسي» (به سر بزنيد) مي‌گفت.

اين نوحه عربي- فارسي بلافاصله به ساختمان جام‌جم تهران رسيد و فقط با فاصله 2 شب از اصل ماجرا ـ ساعت 10 شب 24دي‌ماه ـ از شبكه 3 پخش شد. معجزه بلافاصله اتفاق افتاد؛ از همان شب، همه ـ چه بينندگان و چه مسئولان تأمين برنامه شبكه‌هاي ديگر ـ سراغ همين نوحه فارسي ـ عربي را مي‌گرفتند.

اما اين نوحه، در واقع نوحه (به معناي مرسوم بين ما) هم نبود. مداحي كه از 2 روز بعد اسمش زيرنويس شد؛ «الحاج نزار القطري»، در واقع رجزي را از زبان امام حسين(ع) مي‌خواند. اين رجز و شعر از خطبه امام حسين(ع) در روز عاشورا خطاب به لشكر كوفيان گرفته شده بود و مضموني حماسي داشت.

مضمون حماسي نوحه ـ اجراي پانتوميك نزار القطري ـ به لحن فارسي نابلدش ـ كه هميشه براي ما شيرين است ـ در كنار پخش گسترده تلويزيوني همين يك نوحه ـ آن هم در ماه محرمي كه سرماي بي‌سابقه مشتريان عزاداري‌هاي تلويزيوني را بيشتر از هرسال كرده بود ـ باعث گل كردن آن شد. بلافاصله نسخه‌هاي ضبط شده نوحه به سايت‌ها و وبلاگ‌هاي فارسي راه‌پيدا كرد و در پاساژ مهستان هم سي‌دي‌هاي حاوي همين يك قطعه نوحه تا 5 هزار تومان خريد و فروش مي‌شد؛ نوحه‌اي از مداحي كه تا به حال نمي‌شناختيم.
نزار القطري البته در خارج از ايران چندان ناشناخته نيست؛ او در عراق، كويت و قطرچهره‌اي بسيار معروف و محبوب است.

«نزار فضل الله رواني» 34 سال پيش در قطر به دنيا آمد. خانواده او هنوز هم در قطر و در محله شيعه‌نشين زندگي مي‌كنند. نزار بعد از پايان تحصيلات اوليه، براي آموختن علوم ديني به نجف آمد و در درس آيت‌الله سيستاني هم شركت كرد. او 5 سال هم در انگليس برنامه‌ريزي تلويزيوني خواند. از 6 سال پيش در كويت اجراي برنامه كودك را به عهده گرفت. نزار ـ كه خودش 2 فرزند، كوثر (4 ساله) و حسين (3 ساله) دارد ـ از آن تاريخ به بعد يك عموي تلويزيوني شد و چهره محبوب بچه‌هاي عرب.

اما معروفيت نزار وقتي به اوج رسيد كه 3 سال پيش يك پسربچه 7 ساله به اسم «سجاد» را ـ كه از نوعي سرطان رنج مي‌برد و در سفري به مدينه در كنار قبر حضرت ام‌البنين(س)، به طرز معجزه‌آسا شفا گرفته بود ـ  به برنامه‌اش آورد و با مدارك پزشكي قبلي و فعلي سجاد، ماجراي شفاي او را به بينندگان نشان داد. اين ماجرا باعث 2 اتفاق شد؛ اول اينكه نزار برنامه‌اش در تلويزيون دولتي كويت را از دست داد و دوم هم اينكه نزار خودش هم مثل بينندگان متحول شد؛ قصيده‌اي در مدح حضرت ام‌البنين سرود و شروع به مداحي براي ائمه(ع) كرد. نزار به دعوت شيعيان كربلا، به اين شهر آمد و از همين جا زبان فارسي را ياد گرفت. اگر توي اينترنت بگرديد، نوحه‌هاي بسياري از نزار پيدا مي‌كنيد كه عربي- فارسي يا عربي- انگليسي هستند. امروز نزار ساكن كربلاست. او در كنار مداحي، همچنان علاقه اصلي‌اش- يعني برنامه‌سازي كودك- را هم دنبال مي‌كند. سال گذشته او يك سريال 14قسمتي به اسم «قطار سريع» ساخت كه با 2 عروسك به اسم‌هاي فرح و مرح، به شهرهاي مذهبي شيعيان مي‌رفتند و براي همين سريال به ايران و مشهد هم آمد. اين سريال- كه از تلويزيون عراق و شبكه المنار لبنان پخش شد- آن‌قدر طرفدار داشت كه نزار را به فكر ادامه ساخت برنامه با اين دو شخصيت عروسكي هم بيندازد. قرار است او سريال جديدي با عنوان «خاطرات روزانه (يوميات) فرح و مرح» هم بسازد كه احتمالا پخش آن طبق برنامه از 13 رجب آينده شروع خواهد شد. قرار است خود نزار در اين سريال، پدر فرح و مرح باشد. نزار القطري - مداح محبوب محرم امسال ايراني‌ها- يك سايت كودكانه با آدرس www.shiakids.net هم دارد.

شعري كه  نزار القطري مي‌خواند: بگويم بشناسي

اين متن شعر عربي – فارسي‌اي است كه اولين‌بار 24 دي از شبكه سوم پخش شد و از آن شب، خيلي معروف شد و نزار القطري را به همه شناساند. اين شعر از خطبه امام‌حسين‌(ع) در روز عاشورا گرفته شده است. اگر مي‌خواهيد فايل صوتي نوحه را دانلود كنيد، مي‌توانيد در اينترنت جست‌وجو كنيد و به آدرس‌هايي مثل اين برويد:

www.forum.p30world.com/showthread.php?t=195871 

كليپ تصويري اين نوحه - مخصوص تلفن همراه- را هم در همين آدرس مي‌توانيد گير بياوريد.

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد
[اي قوم! براي چه مي‌خواهيد به من ظلم و ستم بكنيد
و چرا با لجبازي مي‌خواهيد مرا بكشيد]

لیس والله سوانا خلف بعد النبی
فرض الله علی طاعتنا کل عباد
[به خدا به‌جز ما، پيامبر(ص) خانداني ندارد
و خداوند اطاعت از ما را بر همه بندگان واجب كرده است]

من له جد کجدی فی الوری
او کشیخی فانا ابن العلمین
[براي چه كسي در اين عالم، جدي مثل جد من است
يا پدري مثل من دارد؟ من پسر دو مرد شاخص هستم]

فاطم الزهرا امی و ابی
قاصم الکفر ببدر و حنین
[فاطمه زهرا مادر من است و پدر من
درهم‌شكننده كفر در بدر و حنين  است]

عبدالله غلاما یافعا
و قریش یعبدون الوثنین
[پدر من خدا را مي‌پرستيد در زماني كه پسري جوان بود
درحالي كه قريش بت‌ها را مي‌پرستيدند]

یعبدون اللات و العزی معا
و علی کان صل القبلتین
[قريش لات و عزي را مي‌پرستيدند
و پدر من به سوي هر دو قبله – بيت‌المقدس و مكه – نماز مي‌گذاشت]

و ابی شمس امی قمر
فانا الکوکب و ابن القمرین
[پدر من خورشيد است و مادرم ماه
پس من ستاره‌اي هستم، فرزند دو ستاره نوراني]

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سناني
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

انا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی
انا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی
[من تشنه‌ام و حرفم و زبانم مي‌سوزد
من تشنه‌ام و قلبم و جگرم مي‌سوزد]

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمكار!
تو ای ملحد مکار!
تو ای کافر غدار!

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی

حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم
امام الحرمینم انا الفضه وابن الذهبینم
[من حسينم و روشنايي ماه و خورشيدم و كشته حسادتم
من امام دو حرم – مكه و مدينه – هستم. من گوهر و فرزند دو جواهرم]

منم شهپر جبريل، منم آیه تقدیر
منم نخله خوبان، منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

انا مظلوم حسین
انا محروم حسین

ترانه‌هاي عاشورايي
درسال‌هاي گذشته نوحه‌هاي مختلفي بين جوان‌هاطرفدار پيدا كرد؛ در اينجا چند تا از معروف‌ترين آنها را مرور مي‌كنيم.

كربلايي اصفهاني
3 سال پيش كليپ عربي «ليش تاخر عباس» يكهو موج  تازه‌اي از مداحي اصيل عربي را به ايران وارد كرد. رژيم صدام به تازگي سقوط كرده بود و فضاي آن موقع، فضاي بازشدن راه كربلا و دوستي با شيعيان عراق بود.  او سال‌‌ها ساكن ايران بوده. باسم بن اسماعيل بن محمد كربلايي كه او را با نام ملاباسم كربلايي مي‌شناختند، الان 40 ساله است. او اگرچه در كربلا به دنيا آمده اما اصليتش اصفهاني است؛ به همين خاطر هم بود كه در سال 1980 و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، باسم 13ساله همراه خانواده‌اش توسط عوامل صدام، از عراق اخراج شده و به اصفهان آمده بود. او در سال‌هايي كه در ايران بود روي قرائت قرآن كار كرد و در مسابقات صوت و تجويد هم شركت كرد اما تحت‌تأثير خاطرات كودكي‌اش به مداحي امام حسين(ع) رو آورد و از 20 سال پيش تا به امروز در هيأت‌هاي مذهبي اصفهان، تهران، قم و يزد ‌خوانده است. او الان در كويت است و به جز عربي، زبان‌هاي فارسي، انگليسي و اردو را هم مي‌داند. براي پيداكردن اطلاعات بيشتر و عكس‌ها و نوحه‌هاي باسم، مي‌توانيد به آدرس‌هاي زير برويد.

www.almugtaba.com/bassim/nabtha.html
www.basimk.com

چنگ دل
وقتي «غلامعلي كويتي‌پور» مجموعه نوحه‌هاي زمان جنگش را با همكاري مجيد رضازاده جمع‌آوري كرد، آهنگ رويش گذاشت و بازخواني كرد، خيلي‌ها كاست «غريبانه» را پديده محرم آن سال مي‌دانستند. انصافا هم قطعاتي مثل «چنگ دل آهنگ دلكش مي‌زند» خيلي دلنشين از‌آب‌درآمده بود؛ هرچند خواندن روضه مكشوفي مثل «او مي‌دويد و من مي‌دويدم»
 - آن هم با آهنگ تند و هيجاني – زياد به مذاق خيلي‌ها خوش‌نيامد. كويتي‌پور، بعد از موفقيت «غريبانه»، سراغ كاست بعدي‌اش رفت، هرچند اختلاف‌هاي پيش‌آمده ميان دست‌اندركاران «غريبانه 2»، يك شكست تجاري را برايش رقم زد. گفته‌هاي خود كويتي‌پور درباره اينكه «غريبانه 2» بدون اجازه و هماهنگي او منتشر شده هم سهمي در اين ماجرا داشت.

بيا تا برويم...
حاج صادق آهنگران – مداح معروف دفاع مقدس – بعد از اينكه آلبوم «اشك افشان»اش – كه به مناسبت سالگرد رحلت امام خميني(ره) منتشر شده بود – با اقبال گسترده مردم روبه‌رو شد، تصميم گرفت آلبوم موسيقايي دومش را هم به نام «عطش آتش» روانه بازار كند. اولين قطعه اين آلبوم با بيت معروف «جاده و اسب مهياست بيا تا برويم...»، خيلي معروف شد و پاي ثابت شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني شد؛ هرچند خود آلبوم، فروش و اقبال مورد انتظار را درپي نداشت.

بنيامين
«بوي محرمش مياد، خيمه و پرچمش مياد...» با صداي بنيامين بهادري بود و 2 قطعه عاشورايي كه محرم سال 84 به‌عنوان پديده عاشورايي آن سال مطرح شد. بنيامين با همين 2 آهنگ، نامش را سر زبان‌ها انداخت، معروف شد و پديده موسيقي پاپ شد. آلبومش با نام «85» پرفروش‌ترين آلبوم موسيقي سال لقب گرفت و... راستي، كدامتان مي‌توانيد همين الان، آن دو تا شعر عاشورايي بنيامين را از بر بخوانيد؟

بوي سيب
روي شعر معروف «بوي سيب و حرم حبيب و حسين غريب و كرب و بلا»  كه محمدحسين حداديان- پسر مداح معروف تهراني- خوانده بودش، يك نفر آهنگ گذاشت و آن را دوباره‌خواني كرد. صداي «مهدي فيضي» حدود 2 سال، روزهاي محرم، توي ضبط ماشين‌ها دوام آورد و بعد هم به همان‌سرعت كه آمده بود، فراموش شد. ريتم‌هاي تند و گاهي شاد روي بعضي نوحه‌هاي معروف، باب طبع شماري از جوان‌ها شده بود و البته مثل هميشه هم منتقدان و مخالفان زيادي داشت. حالا مهدي فيضي، كليپ همه قطعات آن آلبوم را هم تهيه كرده است ولي....

عمو عباس
سبك‌هاي مختلف مداحان تهراني هم هرسال سينه به سينه و زبان به زبان توي جامعه مي‌چرخد. حتي بعضي از معروف‌ترين‌هايش هم توي اين روزها  به عنوان زنگ موبايل‌ها تنظيم  مي‌شود. پارسال قطعه «عمو عباس، علمت كو...» خيلي موردتوجه قرار گرفته بود؛ هرچند هنوز خيلي‌ها «دلم به عشق يارم گرفته حال و هوايي»، «وقتي كه چشمام روي هم بسته مي‌شه...» و «يا ابا عبدالله الحسين» را هم زمزمه مي‌كنند.

 
     
 
 
نوشته شده توسط شاملو در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 15:16 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar